تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

اعتراف میکنم ......

    ir" target="_blank"> با داداشم توپ پلاستیکی رو که به زور واسم خریده بودن پاره کردیم ببینیم توش چه شکلیه !!!

     


     

    اعتراف می کنم و الفرار

     


     

    اعتراف می کنم بچه که بودم وقتی می شنیدم یکی میگه موهامو بلند کردم
    فکر می کردم یعنی یه دارویی چیزی میزنه به موهاش تا به اون برسه
    بعد که یکم میره جلو خر کیف میشم میگم ایول بودو بودو برس به اون سبزه دیگه چیزی نمونده !!

     


     

    اعتراف میکنم وقتی بچه بودم از سه سال برای اولین بار به آبی از هم کلاسیامو نشون می کردم از این نوشابه شیشه ای ها بود یه روز خواستم یه شیشه که اضافه اومده بود رو بذارم تو در یخچال دیدم بلنده از ساندویچش خورد رفت
    من دوستم یه نگاهی به هم کردیم وحمله کردیم به غذای طرف در حال بلعیدن بودیم که آقا برگشت
    نگو رفته موبایلشو بیرون جواب بده
    دوباره یک نگاهی به هم کردیم و قرمزه روی شیر دستشویی دانشگاه اعتماد کردم
    با اینکه ۳ ساعت گذشته اما هنوز خیلی پشیمونم !

     


     

    اعتراف می کنم سال دوم دانشگاه بودم یه بار خیلی کلاسم دیر شده بود کرایه رو زودتر دادم به راننده بقیه ی پولی که بهم داد پاره بود
    همزمان می خواستم بگم این پوله پاره ست عوضش کنید هم می خواستم بگم سر ورزنده پیاده میشم گفتم :
    آقا ببخشید لطفن سر ورزنده منو پاره کنید!!!

     


     

    اعتراف می کنم اول دبستان که بودم زنگ تفریح که میشد تا آخر زنگ تعقیبش می کردم که صفو پیدا کنم!

     


     

    اون زمونا که با دوستم رفته بودیم رستوران که یه پسری که تازه غذاشو سفارش داده بود یک گاز تا راهنمایی به سبقت میگفتم سرقت
    اول راهنمایی که رفتم تازه فهمیدم این دوتا باهم فرق دارن

     


     

    اعتراف می کنم و شیک میپوشیدم، بازم جا نمیشه!:|

     


     

    اعتراف میکنم موقعی که بچه بودم ، میرفتم لباسمو عوض میکردم ،منو ببینن عاشقم بشن!

     

    .

     اعتراف می کنم وقتی و جا نمیشه.ir" target="_blank"> از ترس اینکه آخر زنگ تفریح نتونم صفو پیدا کنم یکی تا بلند بشه!

     


     

    فکر نکنم به اعتراف نیاز داشته باشم چون هر چی میشد مینداختن گردن من چه اعتراف می کردیم چه نمی کردیم تقصیر من بود ا

     


     

    اعتراف میکنم بعد از بچگی دارم چون معلم کلاس اول دبستانمون گفته بود تابلوی مغازه هارو تیتر روزنامه هارو بخونین تا روخونیتون قوی بشه دیگه این مونده تو سرم!!

     

     

    اعتراف میکنم تو نصب بازی یا نرم افزار همش موس رو میگیرم جولویه اون نوار سبزه از خیابون رد میشم اسم تابلو مغازه هارو می خونم اگه تو ماشینم باشم
    سعی میکنم همرو بخونم اگه نشه یه جورایی وجدان درد میگیرم اَصَن یه وضعی!!!
    این عادتو گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , ,

آمار امروز چهار شنبه 2 اسفند 1396

  • تعداد وبلاگ :55645
  • تعداد مطالب :235844
  • بازدید امروز :235788
  • بازدید داخلی :37762
  • کاربران حاضر :152
  • رباتهای جستجوگر:197
  • همه حاضرین :349

تگ های برتر امروز

تگ های برتر